بورس گرفتار در هزارتوی قیمت گذاری دستوری
16 تیر 1400 - 14:53
بورس تهران در هفته‌های اخیر نشانه‌های مثبتی از بازگشت به مدار سودآوری از خود بروز داده و سرمایه‌گذاران به رونق مجدد بازار سهام امیدوار شده‌اند با این حال مشکلات مزمنی همچون قیمت گذاری دستوری این بار نیز از موانع مهم رشد بازار سرمایه به شمار می‌روند.

به گزارش آگاه پرس، بازار سرمایه بعد از ماه‌ها حرکت بر خط سیر نزولی، در هفته‌ها و روزهای اخیر شاهد تحرکات مثبت بوده است. تعیین تکلیف انتخابات ریاست جمهوری و نزدیک شدن مذاکرات احیای برجام به مراحل نهایی، امیدواری‌هایی برای رفع سایه رکود از اقتصاد ایران ایجاد کرده و بورس نیز این امیدواری را با سبزپوش شدن بازار طی چند روز متوالی منعکس کرده است. با این حال در برابر این امیدواری‌ها، موانع آشنا و کهنه‌ای نیز صف‌آرایی کرده‌اند که در صورت بی توجهی مسئولان ارشد اقتصادی کشور و برطرف نشدن موانع، امید به رونق و شکوفایی بورس در برابر این مشکلات رنگ می‌بازد. یکی از مهم‌ترین مشکلاتی که بازار سرمایه از دیرباز با آن مواجه بوده دخالت دولت در تعیین قیمت کالاها و خدمات شرکت های بورسی است که از آن با عنوان قیمت گذاری دستوری یاد می‌شود. در این گزارش، کارشناسان اقتصادی و تحلیل گران بازار سرمایه به ریشه یابی معضل قیمت گذاری دستوری و راهکارهای حل آن پرداخته‌اند.

قیمت گذاری دستوری از اقتصاد دولتی نشات می گیرد

داود زاهدی کارشناس بازار سرمایه در مورد علل شکل‌گیری پدیده قیمت گذاری دستوری در اقتصاد ایران و پیامدهای آن بر بورس، چنین توضیح می‌دهد: قیمت گذاری دستوری از اقتصاد دولتی نشات می گیرد. اقتصاد ایران بعد از پیروزی انقلاب به سمت دولتی شدن رفت و دولت‌های اول انقلاب تحت تاثیر حال و هوای انقلاب و شعارهای انقلابی مبنی بر مبارزه با سرمایه داری فاسد، تفکرات اقتصادی چپ گرایانه و الزامات جنگ تحمیلی بر تمام ارکان اقتصاد حاکم شدند. فراموش نکرده ایم که دیدگاه های افراطی درباره کنترل دولت بر اقتصاد و مخالفت با هر گونه جلوه ای از اقتصاد آزاد به شکلی بود که حتی بورس هم عملا بیش از یک دهه متوقف بود. قیمت گذاری دستوری هم حاصل همین تفکرات است که با وجود آن که ناکارآمدی آن در اقتصاد کاملا به اثبات رسیده، متاسفانه کماکان سایه آن بر اقتصاد کشور ما سنگینی می‌کند.

مقایسه نقش دولت در اقتصادهای قدرتمند و نقش دولت در اقتصاد ایران

وی نقش دولت‌ها را در کشورهای دارای اقتصاد قوی، نظارت بر رقابت پذیری بازارها و پیشگیری از انحصار و تبانی بزرگان بازار برشمرده می‌افزاید: در ایران دولت به جای قرار گرفتن در نقش تنظیم کننده و ناظر بازارها، نقش حداکثری برای خود در اقتصاد قائل است و این نقش را به تمام و کمال از دخالت در قیمت گذاری مواد اولیه، نرخ حامل های انرژی، مقررات چند لایه و خلق الساعه واردات و صادرات و قیمت گذاری محصول نهایی اعمال می کند.

زاهدی تاکید می کند: دخالت دولت از طریق قیمت‌گذاری دستوری، بورس را هم از یک بازار شفاف به بازاری در معرض نوسانات غیرعادی ناشی از تصمیمات لحظه ای دولت و بازاری بلاتکلیف و دارای رانت اطلاعاتی بالا برای برخی خواص تبدیل کرده است.

دخالت دولت در قیمت گذاری به بهانه حمایت از تولیدکننده و مصرف کننده

دکتر مرتضی عزتی اقتصاددان نیز معتقد است قیمت گذاری دستوری نه تنها مانع شکوفایی بورس بلکه یکی از موانع توسعه کشور به شمار می‌رود. وی در توضیح نقطه نظر خود می‌گوید: به طور خلاصه، قیمت گذاری دستوری توسط دولت و نهادهای ساخته و پرداخته دولت، گاه به بهانه حمایت از تولید و گاهی به دستاویز حمایت از مصرف کننده در کشور ما انجام می‌شود ولی بر اهالی علم اقتصاد روشن است که این گونه حمایت‌ها حتی اگر با حسن نیت انجام شود، نتیجه مثبت واقعی و پایدار برای تولید کننده و مصرف کننده نداشته و ندارد.

زیان گروه های مهم بورسی از قیمت گذاری دستوری

وی با بیان این که اصلاح قیمت گذاری دستوری بدون اصلاح رویکردهای کلان حاکم بر اقتصاد ایران ممکن نیست، می‌افزاید: نظام تصمیم گیری و حاکمیت کشور هنوز تکلیف خود را با موضوع مدل اقتصادی کشور روشن نکرده و اقتصاد ما با وجود سر دادن شعارهای خصوصی سازی، تحت کنترل شدید دولت قرار دارد.

عزتی در پاسخ به این پرسش که قیمت گذاری دستوری چه اثری بر بور س می‌گذارد، می‌گوید: گروه های مهم بورسی که سهم اصلی معاملات بازار سهام به آنها تعلق دارد، از جمله گروه فلزات اساسی و در راس آنها فولادی‌ها، گروه محصولات شیمیایی و در راس آنها شرکت‌های پتروشیمی، گروه سیمانی‌ها، گروه صنایع پالایشی ، گروه صنایع خودرو و قطعه‌سازی و … به شدت تحت تاثیر قیمت‌گذاری دستوری دولت قرار دارند و سهامداران خُرد از دخالت های دولت در قیمت محصولات این گروه‌ها متضرر می‌شوند.

صنعت خودرو؛ مثالی از شکست سیاست‌های قیمت‌گذاری دستوری

وی در پایان با بیان این که قیمت گذاری دستوری، بورس را از معنی می اندازد، می‌گوید: بورس یعنی یک بازار شفاف که در آن عرضه و تقاضا و فاکتورهای بنیادی – سودآوری، نقد شوندگی، نسبت قیمت به سود هر سهم و … –  تعیین کننده قیمت و ارزندگی سهام یک شرکت باشند اما وقتی قرار است قیمت و ارزندگی یک سهام به تصمیمات غیرشفاف و غیرکارشناسی دولتمردان وابسته شود، بورس معنا و مفهوم خود را از دست می دهد.

برای مثال به صنعت خودروسازی ایران نگاه کنید. این صنعت  مثالی از شکست سیاست های قیمت گذاری دستوری است. زیان انباشته دو شرکت خودروسازی بزرگ ما بیش از ۴۰ هزار میلیارد تومان است و هر ماه هم به دلیل قیمت گذاری دستوری، صدها میلیاد تومان به این زیان اضافه می‌شود. جالب آن که در بورس تهران، سهام این شرکت‌ها بدون توجه به این زیان هنگفت معامله می‌شود چون همه می‌دانند ارزش سهام این شرکت ها بیش از آن که به متغیرهای بنیادی مرتبط باشد به اعتباری مرتبط است که دولت به آنها می دهد. ضمنا هر گونه تلاش برای واقعی کردن قیمت خودرو توسط ارکان مختلف دولت خنثی می‌شود. اخیرا هم وزیر صنعت به صراحت اعلام کرد با ورود خودرو به بورس کالا مخالف است.

مثال زنده دیگر که بحث آنها هم در روزهای اخیر داغ شده ضعیت صنایع لبنی است که در برزخ قیمت گذاری دستوری دولت بلاتکلیف مانده اند. از یک سو دامداران از این قیمت گذاری متضرر می شوند از سوی دیگر صنایع لبنی زیان می کنند و جالب آن که قیمت گذاری دستوری دولت، کمکی به افزایش سرانه مصرف لبنیات هم نکرده است.

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.